| <-PostTitle-> |
|
<-PostContent->
|
|
دروغ است که میگویند دل به دل راه دارد دل من از غصه خون شد دل تو خبر ندارد |
بنام خداوند بخشنده و خوب و گل و مهربون : سلام .یه سلام از یه دل عاشق که نمیدونه چرا این روزا بیشتر بیقراره؟ خیلی جالبه که وقتی یه روز ارومم خودم تعجب میکنم !!! ا .امسال یه جوری ام .همیشه حسرت همچین لحظه هایی رو میخوردم که نرم مدرسه وبگیرم تا میتونم تو ماه رمضون بخوابم اما... با اینکه تقریبا نصف روز رو خوابم میگم کاش میرفتم مدرسه خیلی حیف شد . امروز دوستم با خوشحالی زنگ زد خونه مون و گفت نمیدونی چه خبره گفتم مگه چه خبره ؟ گفت اگه بگم از خوشحالی سکته میکنی گفتم خدا نکنه بگو ببینم چی شده ؟ گفت بگو کی ها اومدن شیراز . منو میگی فکر کردم عمو پورنگ اومده شیراز نزدیک بوددرجا سکته کنم اصلا زبونم بند اومده بود گفتم یعنی میشه؟؟؟ دوستم گفت حالا که شده بیلیت ا ش 5000 تومن هست از ساعت 9 تا 11 شب . گفتم تو بگو 5 میلیون مطمئنی؟ گفت اره بابا جواد رضویان ‘بهنوش بختیاری اصلا کل بازیگر های چارخونه با مهدی مقدم و کلی کس های دیگه اومدن شیراز . اگه گفتی کجا برنامه دارن؟ بعد بدون اینکه منتظر جواب من باشه گفت میدان احسان شانست زده چون 5 دقیقه بیشتر تا خونه تون راه نیست اگرهم پیاده بری یه ربع..منکه کلی خورده بود تو ذوقم و امیدم یه دفعه نا امید شده بود اول یه مشت بد و بیراه به دوستم گفتم بعدم بهش گفتم بهتره خودت تنها بری من جواد رضویان میخوام چیکارهر موقع عمو اومد بهم بگو اونم حرفامو بی جواب نذاشت خیلی دلمو شکست بهم گفت تو احمق و دیوونه ای تو نفهمی مگه شعور نداری هر موقع یه بازیگری یا ادم مهمی میاد شیراز میاد میدان احسان میاد جایی که تا خونه تون راهی نیست تو هم مثل احمق ها نشستی خونه منتظری یه روز اقا داریوش بیاد اونجا برنامه اجرا کنه و تو بدویی ببینیش اونم خودشو بگیره و محلت نذاره . تو لیاقتت به همون اقا داریوش هست که هرچی التماس کنی جوابتو نده بهتره صبر کنی و منتظره همون پسره احمق باشی اینو که گفت درحالی که داشتم گریه میکردم بهش گفتم احمق تویی با اون طرز فکر مسخره ات خیلی حرفا داشتم که بهش بگم اما گریه بهم اجازه نداد و گوشی رو گذاشتم . حالا چند روزه که هر چی زنگ میزنه و sms میده و معذرت خواهی میکنه جوابشو نمیدم .خدایا بهم بگو‘بگو چرا من انقدر ضعیفم ؟ انقدر که با این همه ادعای عاشقی نتونستم از عشقم دفاع کنم و مثل بیچاره ها فقط گریه کردم . وقتی زنگ زد و گفت ببخشید نمیدونستم چه جوابی بهش بدم نمیدونستم حرفهایی که گوشه دلم داشت قل قل میکرد رو بهش بزنم یا ... من فقط خدارو در نظر گرفتم و بهش گفتم من می بخشمت فقط دیگه بهم . زنگ میزنه هنوزم زنگ میزنه و میخواد از دلم دربیاره اما ...
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 9:2 توسط شاید یه دیوونه!!! |
بنام خدا وند بخشنده و مهربون : دیگه خسته شدم از خودم و از همه . چه قدر تحمل کنم . از همه چیز متنفرم . دیگه حالم از رضا صادقی با اهنگ های مزخرف و غمگینش به هم میخوره . دیگه حالم از هر چی اهنگ غمگینه به هم میخوره . تقصیر خودمه که با هر مزخرفی اشکم در میاد . منکه از رضا صادقی متنفرم واسه چی روزی 1000 بار اهنگ هاشو گوش میدم و مثله دیوونه ها گریه میکنم دیگه از عشق یه طرف حالم به هم میخوره . ادمهای اطرافم دوستام روزی 1000 بار عاشق میشن . هر پسری از بغل دستشون رد میشه میگن چه خوشکل بود چه خوشتیپ بود اما من چی؟ اصلا سرمم بلند نمیکنم ببینم طرف کی بود ؟ فقط به اون فکر میکنم . به عمو پورنگ . من یه تار موی اونو با 100 تا از این پسر ها عوض نمیکنم . اصلا ادم حسابشون نمیکنم . دوستم میگه اخرش که چی؟ فکر کردی عمو پورنگ یه روز میاد شیراز و تو رو میبینه و یه دل نه صد دل عاشقت میشه؟ اخرش باید با یکی از همین ها که بهشون میگی اشغال زندگی کنی . خدایا رحم کن . به من رحم کن . نمیخوام . اگر بمیرم هم نمیتونم یه روزی رو تصور کنم که عاشق ... نه . چه قدر خودمو بزنم به اون راه . چه قدر به خودم بگم خدا مهربونه بالاخره این همه عشق یک طرفه نمیمونه . من دیگه خسته شدم بس که چشام بارونیه . من دیگه بس برام تحمل این همه غم . ای خدا یه نگاهی به من بیانداز . چرا بعضی ها باید یه عشق دوطرفه داشته باشن و من ... چرا من نباید یه عشق واقعی رو تجربه کنم یه عشقی که هم عاشق داشته باشه هم معشوق . ممعشوقی که عاشق بدبخت شو دوس داشته باشه . اسم کار من چیه ؟ اسم این که انقدر دعا کنم تا فقط اون بفهمه من چه قدر دوسش دارم ؟ اسمش دیوونگیه . خدایا من نمیخوام عشق گدایی کنم . من غرور دارم . من میخوام عشقم غرور بیاره نه ذلت . نمیخوام همش التماس کنم . خدایا به تو التماس کنم اشکالی نداره اما فقط به تو ... حتی نمیخوام به عشقم التماس کنم . خدایا چرا ... بسه دیگه . واقعا خسته شدم . اعتراف میکنم جا زدم . تحملم تموم شده یه فکری برام بکن . خواهش میکنم یا عشقش رو از دلم بیرون کن یا ... خدايا خداوندا..... مي خوانمت چون به تو احتياج دارم.بي تو هيچم. دوستت دارم چون دوست داشتن را در وجودم نهادي. اي خدا تو مي داني.... به تو مي گويم....از تو مي خواهم تو مي داني كه در اين دل چه ها مي گذرد... پس به تو مي گويم واز تو خواهشمندم كه به او بگويي و بفهماني كه دوستش دارم... از تو مي خواهم كه در همه لحظات كنارش و نگه دارش باشي...
+ نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 8:33 توسط شاید یه دیوونه!!! |

| یکی را دوست میدارم ولی هرگز نمیداند
دروغ است که میگویند دل به دل راه دارد دل من از غصه خون شد دل تو خبر ندارد
|
|+|
نوشته شده توسط شاید یه دیوونه!!! در <-PostDate-> و ساعت <-PostTime-> |
|