تبليغاتX
یکی را دوست میدارم ولی هرگز نمیداند

یکی را دوست میدارم ولی هرگز نمیداند

دروغ است که میگویند دل به دل راه دارد دل من از غصه خون شد دل تو خبر ندارد

 
 

بنام خدایی که هیچوقت بنده هاشو تنها نمی ذاره :

 

سلام امشب خیلی حالم بده خیلی بد . از عصر بغض کرده بودم و منتظر فرصت بودم گریه کنم

 

نشستم دعا کردم که یه اتفاقی بیافته که بتونم با خیال راحت و با صدای بلند گریه کنم تا اینکه اون

 

اتفاق افتاد و من درد رو بهونه کردم و زدم زیر گریه .همونطور که میخواستم با صدای بلند و

 

از ته دل. بیچاره ٬خواهرم همش برام اب و شکلات و خلاصه هر چی دم دستش بود می اورد

 

دختره ساده فکر میکرد درد من با این چیز ها خوب میشه . میدونید من خیلی ادم متظاهری ام

 

یعنی همیشه تظاهر میکنم که حالم خوبه و خوشحالم با همه خوب بر خورد میکنم که دل کسی نشکنه

 

کم پیش میاد جلو بقیه گریه کنم اما ... امروز همه تعجب کردن که واسه یه چیزه الکی انقدر گریه کردم

 

واسه دوستم اس ام اس زدم گفتم دارم میمیرم یه ربع بعد واسم نوشت من یه مهمون رو در وایستی دار

 

دارم مواظب خودت باش!!!! وقتی اس ام اس اش رو خوندم تازه فهمیدم چقدر تنهام چقدر بدبختم

 

فهمیدم هیچکی رو ندارم . هر وقت یه غریبه وارد وبلاگم میشه و نوشته هامو میخونه به عمق احمقی

 

من پی می بره و نصیحتم میکنه .همه فکر میکنن چون معروفه دوسش دارم . نمیدونن که اگه دست خودم

 

بود و میتونستم یه ارزو کنم ارزو میکردم که ای کاش همه چیز به 5 سال پیش برگرده و اون هیچوقت

 

معروف نشه بعد من میدیدمش و مطئنن عاشقش میشدم اونجوری به دست اوردنش راحتتر بود خیلی

 

راحت تر از الان . اونجوری فقط من بودم و اون . البته من با این شانسی که دارم 100 درصد اون  موقع

 

هم یکی از من بهتر پیدا میشد و ... وقتی میخوام واسه اش نامه بنویسم یا واسه اش اس ام اس بدم میمونم

 

چی بنویسم همش دنبال یه چیزی میگردم که روش اثر بذاره دنبال یه جمله ناب دنبال یه حرف قشنگ هستم

 

که وقتی میخونه دلش بلرزه  نمیدونم چی بگم بگم دوستت دارم که خیلی براش تکراری میشه بگم برات میمیرم ؟

 

بگم دیوونه اتم ؟ بگم عاشقتم ؟ بگم تو دلیل نفس هامی؟ بگم بدون تو زنده نمیمونم؟بگم بعد از خدا میپرستمت؟

 

به نظر شما چی بگم که رو دل مهربونش تاثیر بذاره؟ چه کلمه ای میتونه بیانگر احساس من باشه ؟ چه واﮋه ای

 

رو بهونه کنم ؟ اصلا منه خوش خیال رو باش یکی نیس به من بگه اخه دیوونه تو که اصلا نمیبینیش که داری

 

دنبال یه جمله عاشقونه میگردی .اگرم ببینمش از خوشحالی همون جا میزنم زیر گریه . من نمیدونم چرا ادم ها

 

این جوری هستن وقتی مثل الان من ناراحتم واسه نداشتنش دارم گریه میکنم اگرم یه روز ببینمش گریه میکنم

 

به هر حال این حرفها هیچ فایده ای نداره  این ها فقط درد و دل بود امید اول و اخر من فقط خدا ست چون

 

خالق موجودی به مهربونی عمو پورنگ باعث محبوب شدن عمو پورنگ باعث عاشق شدن من خدا بوده

 

پس فقط اونه که میتونه باعث بشه که یه روز از ته دلم یه جمله ای پیدا کنم و بهش بگم که دلش رو بلرزونه

 

یه چیزی که هیچکس بهش نگفته باشه . ببخشید اگه شما هم مثله عاطفه کار داشتید  و وقتت تونو گرفتم

 

لطفا اگه میخواهید نظری بدید که به غمگین بودن من اعتراض  داره ببخشیدا اصلا ندید

 

این شعر رو هم خودم گفتم واسه کسی که نمیاد واسه کسی که میخوامش اون اما منو نمیخواد :

 

چشمای عاشق من هر شب و هر شب میباره

                                                توی التماس گریه اش اسم تو به لب میاره  

 

کاش یه جمله پیدا میشد بگه من چه قد دیوونه ام

 

                                               بگه داریوش به جز تو نمیخوام زنده بمونم

 

بگه داریوش تو ماهی تو شب سیاه چشمام

                        

                                         عکس تو فقط میمونه توی قاب قلب تنهام

 

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 1:4 توسط شاید یه دیوونه!!! |

 

 یکی بود یکی نبود توی این قصه ی ما یک پسر بود که هیچ چیز توی دنیا

نداشت اما همیشه راضی و خندان بود. یک روز تمام فرشته ها نزد خدا

جمع شده بودند یکی از فرشته ها از خدا پرسید: خدایا این پسر چرا همیشه

شاد و راضی است؟ خدا از فرشته ها خواست که هر کدام از آنها دلیلش

را میدانند جواب بدهند. اما کسی جواب نداد ولی جبرییل جواب را می دانست

و گفت: خدایا شما به انسانها چیزی دادید که به ما ندادید و آن قسمتی از

وجود خود شما یعنی عشق است. جبرییل ادامه داد:آری این پسر عاشق

است اما معشوقه ی او که دختری زیباست به او اهمیت نمی دهد و مغرور

است. فردای آن روز شیطان به سراغ دختر رفت آن را طلسم کرد و به شاخه

گلی سرخ تبدیل کرد و آن را در بیابان گذاشت گل سرخ ضعیف است بدون آب

میمیرد. پسر عاشق از این که معشوقه ی خود را ندیده بود ناراحت بود و

نگران تا این که با پرس و جو به بیابان و گل سرخ رسید. گل سرخ داشت از

بی آبی میمرد پسر هر چه گشت آبی پیدا نکرد پس فکری کرد تا دختر را نجات

دهد. او بزرگترین خار گل را که همان کینه و غرور بود از ساقه ی گل جدا

کرد و آن را در قلبش فرو کرد خون از قلبش جاری شد و به ریشه های گل

رسید طلسم باطل شد و گل تبدیل به دخترک شد . اما دختر باز هم بی توجه

از کنار پسر گذشت اما پسر در لحظه ای که داشت جان میداد خوشحال

بود چون معشوقه ی خود را نجات داده بود و با همان خوشحالی جان داد

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 0:47 توسط شاید یه دیوونه!!! |

نه چراغ چشم گرگي پير,

نه نفس هاي غريب كارواني خسته و گمراه؛

مانده دشت بي كران خلوت و خاموش,

زير باراني كه ساعت هاست مي بارد؛

در شب ديوانة غمگين,

كه چو دشت او هم دل افسرده اي دارد.

در شب ديوانة غمگين,

مانده دشت بيكران در زير باران, آه, ساعت هاست

همچنان مي بارد اين ابر سياه ساكت دلگير.

نه صداي پاي اسب رهزني تنها؛

نه صفير باد ولگردي,

نه چراغ چشم گرگي پير

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 11:11 توسط شاید یه دیوونه!!! |

بنام خدا :

 

بازم سلام . من دوباره اومدم . اون روزی که رفتم فکر نمیکردم دوباره بیام و بازم براتون درد و دل کنم .

 

واقعا درسته که می گن عقل ادم ها به سن شون ارتباط نداره . من یه نفر رو میشناسم که 14 سالشه اما حرف هاش،

 

اصلا نمیتونم واسه حر فهاش سن تعیین کنم . وقتی عصبانی میشه یه حقیقت هایی رو میگه که اصلا دوس ندارم بشنوم

 

یه جوری قانعم میکنه که خودم توش میمونم!!! یکی دیگه هم هست که یک سال ازم دیرتر به دنیا اومده

 

اما دلش 100 سال از دلم بزرگترو دریایی تره . اونی که 14 سالشه اسمش سپیده اس . دروغ نمیگه اگرم بگه انگار

 

دل مهربونش طاقت نمیاره و زود اعتراف میکنه . امروز منو به خودم اورد همش با 7_8 تا sms یه چیزهایی گفت که

 

از خودم شرمنده شدم . بهم گفت خیلی خودخواهی!!! کسی تا حالا انقدر رک و جدی با هام اینجوری حرف نزده بود اولش خیلی

 

بهم برخورد اما بعد که به حرفهاش فکر کردم دیدم راست میگه . سپیده گفت اگه تو نیای اینترنت منم نمیام !!! یعنی من انقدر

 

واسش مهم ؟؟؟؟ پس چرا خودم خبر نداشتم؟ گفتم اینترنت اومدن من چه فایده ای برات داره؟ مگه منه دیوونه چیکار میکنم ؟

 

گفت مگه عمو پورنگ واسه ات چیکار کرده ؟ خیلی جا خوردم . بهش گفتم حالا چیکار کنم ؟ گفت هیچی همون افروز قبلی باش

 

عزیزم من همون افروز قبلی ام . من فقط دیگه تظاهر نمیکنم گاهی با بغض شدید انقدر خندیدم که اشکم در اومده!!! خندیدم

 

چون دوس نداشتم کسی رو ناراحت کنم خندیدم چون اگه گریه میکردم ممکن بود خنده رو از یکی بگیرم اما به قول شاعر :

 

خنده ی تلخ من از گریه غم انگیز تر است           کارم از گری گذشته که به ان میخندم

 

سپیده من هیچ فرقی نکردم همون افروز قبلی ام فقط یه کم بیشتر به خودم نزدیک شدم . به جای اینکه تو نهایت درد و غم

 

تو نهایت غصه ام بشینم و خاطرات خنده دارم رو براتون تعریف کنم تا یه کم شادی رو به دلتون هدیه بدم این بار از دلم نوشتم

 

اون نوشته ها فقط یه قطره از دریای بزرگ درد هام بود . اگه بخوام دست دلم رو کامل رو کنم باید 100 تا کتاب بنویسم . 100 تا

 

از اون کتاب هایی که با خوندن کلمه اولش اشکت در میاد تا کلمه اخرش. .از روز اولی که عاشق شدم یه آب خوش از گلوم پایین نرفته

 

دیگه واقعا کم آوردم نمیدونم چیکار کنم . مژگان گلم تو که فقط یه سال از من کوچیکتری صداتو که میشنوم اروم میشم . مگه نگفته بودی

 

اگه من اینترنت نیام تو هم دیگه نمیای ؟ من به خاطره تو هم که شده میام . ایکاش میشد یه دکمه رو میزدم و میومدم پیش شما . میومدم و

 

سرم رو میذاشتم رو شونه هاتون و انقدر گریه میکردم تا اروم بشم . اونوقت هر روز یکی تون مجبور بودید گریه هامو تحمل کنید . من

 

چون نمیتونم جلو دیگران گریه کنم وقتی یه بهونه دستم بیاد انقدر گریه میکنم که حوصله ی همه سر میره . یه بار داشتم واسه یکی از

 

دوست هام گریه میکردم  45 دقیقه یه ریز گریه کردم بعد که سرم رو اوردم بالا دیدم چشماش قرمزه و صورتش پر اشک اولین باری بود

 

که گریه شو میدیدم . همیشه بهم میگه اگه یه روزی هم عمو پورنگ بخواد با تو  ازدواج کنه از بس افسرده ای پشیمون میشه بهش میگم

 

من اگه افسرده ام به خاطره اونه  اگه بیاد که دیگه گریه نمیکنم و افسرده نیستم .راستی با خدا اشتی کردم . همون شب خودش ارومم کرد .

 

من دیگه باید برم . اگه اومدم و چرت و پرت نوشتم تقصیر مژگان و سپیده و مهسا است . مواظب خودتون باشید مثل من نشید . خدانگه دار

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 10:44 توسط شاید یه دیوونه!!! |

یکی را دوست میدارم ولی هرگز نمیداند
<-PostTitle->

<-PostContent->

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط شاید یه دیوونه!!! در <-PostDate-> و ساعت <-PostTime->

ALI MOHAJER

***java4ir.blogfa.com*** دنیای کدهای جاوا اسکریپت