| <-PostTitle-> |
|
<-PostContent->
|
|
دروغ است که میگویند دل به دل راه دارد دل من از غصه خون شد دل تو خبر ندارد |
توی یکی از همین خونه ها ، همین نزدیکی ها، دل یکی آتیش گرفته. از روی بوم هم که نیگا کنید می بینید که از توی پنجره ی یکی از این خونه ها آتیش می ریزه بیرون. دل یکی آتیش گرفته و داره خاکستر می شه. یکی داره تو چشات غرق می شه. یکی لای شیارهای انگشتات داره گم می شه. یکی داره گر می گیره. میون این همه خونه که خفه خون گرفته اند یه خونه هست که دل یکی داره توش خاکستر می شه. یکی هوس کرده بپره تو دستات و خودش رو غرق کنه. یکی می خواد نیگات کنه ، نه، می خواد بشنفتت. می خواد بپره تو صدات. یکی می خواد ورت داره و ببردت اون بالا و بذاردت رو کوه و بعد بدوه تا ته دره و از اون جا نیگات کنه. یکی می ترسه از نزدیک تماشات کنه. یکی می خواد تو چشات شنا کنه. یکی اینجا سردشه. یکی همش شده زمستون. یکی بغض گیر کرده تو گلوش و داره خفش می کنه. وقتی حرف می زدی ، یکی نه به چیزایی که می گفتی که به صدات،به محض صدات گوش می داد. یکی محو شده بود تو صدات. یکی دل تنگه... توی یکی از همین خونه ها،همین نزدیکی ها،دل یکی آتیش گرفته...
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 20:0 توسط شاید یه دیوونه!!! |
مرگ من روزی فراخواهد رسید در بهاری روشن از امواج نور در زمستانی غبار آلود و دور یا خزانی خالی از فریاد و شور
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 19:55 توسط شاید یه دیوونه!!! |
آدمی آغاز دوست داشتن است گرچه پايان راه ناپيداست من دگر به پايان نميانديشم كه همين دوست داشتن زيباست تو بزرگترین گناه زندگی منی دوستت دارم داریوش فرضیایی![]()
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 19:50 توسط شاید یه دیوونه!!! |
روزگاریست در این گونهٴ پژمرده هوا هر نشاطی مردست دست جا دوی شب در به روی من و غم می بندد می کنم هر چه تلاش او به من می خند
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 19:40 توسط شاید یه دیوونه!!! |
بسم الله الرحمن الرحیم : جناب آقای داریوش فرضیایی سلام. منم افروز یا همون عاشق دیوونه ی خودتون . چرا دلمو شکستید ؟ مگه من چه گناه بزرگی کرده بودم که نتونم حرف دلمو حتی تو وبلاگتون باهتاتون بزنم ؟ خیلی بیرحمی دلم خیلی ازت پره نکنه شنیدن دوستت دارم زیادی خسته ات کرده که دیگه نمیذاری بیام برات نظر بدم و بگم دوستت دارم من نمیخوام با عمو پورنگ حرف بزنم که با سایتش ارتباط برقرار کنم من تو این سن هیچ حرفی ندارم با عمو پورنگ بزنم حرف من فقط با داریوش فرضیایی هست باور کنید من نمیدونستم عموپورنگ با داریوش فرضیایی فرق میکنه باور کنید من نمیدونستم عمو پورنگ بودن بیرون از چارچوب استدیو انقدر براتون مشکله و انقدر اذیتتون میکنه که حتی حاضر نیستید به خاطر یکی که عاشقتونه تحملش کنید البته حقم دارید منکه برای شما خاطری ندارم. داریوش فرضیایی گلم عزیز دل دیوونه ی من‘ من فکر کردم شخصیت داریوش و پورنگ یکیه وگر نه هرگز به خودم اجازه نمیدادم ناراحتت کنم همه میدونن که من چه قدر عاشقتم . اگه میدونستم شما یه چیزو دو بار تذکر نمیدید هرگز دیگه اون اشتباهمو تکرار نمیکردم که حالا حتی نتونم براتون کامنت بذارم اما این مجازات خیلی سخته . اما اقای فرضیایی شما میتونید منو از کامنت گذاشتن محروم کنید اما نمیتونید از دوست داشتنتون محرومم کنید مطمئن باشید .اصلا این دل من هر چند بار که دوست دارید بشکنیدش اگه یه بار گفتم دوستتون ندارم هر چی دلتون خواست به من بگید میدونید چیه من وقتی فهمیدم شما جواب منو دادید هزار بار سجده ی شکر به جا اوردم درسته که گفته بودید دیگه حق ندارم براتون نظر بدم اما چون از طرف شما بود خیلی خوشحال شدم انشالله که هر چیزی از خدا خواستید زود زود اگه به صلاحتون بود بهتون بده . اما یه چیزی ‘عشق من میخوام بدونید اگه عشقی هست فقط مال داریوشه اگه دوست داشتنی هست فقط مال داریوشه اگه محبتی اگه علاقه ای اگه دیوونگی هست مال داریوشه ‘ اگه شهرتی هست اگه محبوبیتی هست اگه غروری هست فقط و فقط مال عمو پورنگه پس من فقط داریوش رو میخوام نه عمو پورنگ حالا یه خواهش بزرگ دارم عشق من اقا داریوش منو به بزرگواری و مهربونی که تو وجود داریوشه ببخشید من قول میدم دیگه عمو پورنگ رو با داریوش قاطی نکنم دوستتون دارم مواظب خودتون باشد خدانگه دار کرده حالم را پریوش یه نفر ......
شوق دیدار و وصالش
شور در قلبم نهاده است
شوق مردن در نگاهش
عقل و هوشم را ببرده است
روی خوب و بی مثالش
سر بر سودا نهم من
بهر عشق و وز هوایش
بارالها! اندر این شب
از تو خواهم من وصالش
توبه کردم از گناهان
بار الها! حفظ دارش
یه جایی......
تمام رویاهاش لبخند توست .
و زما نی که به تو فکر میکنه
احساس می کنه زندگی واقعا با ارزشه
پس هرگاه احساس تنهایی کردی
این حقیقت رو به خاطر داشته باش که......
یه نفر......
یه جایی.......
در حال فکر کردن به توست
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 19:33 توسط شاید یه دیوونه!!! |
یه نفر ......
یه جایی......
تمام رویاهاش لبخند توست . ![]()
و زما نی که به تو فکر میکنه
احساس می کنه زندگی واقعا با ارزشه
پس هرگاه احساس تنهایی کردی
این حقیقت رو به خاطر داشته باش که......![]()
یه نفر......
یه جایی.......
در حال فکر کردن به توست ![]()
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 19:12 توسط شاید یه دیوونه!!! |

| یکی را دوست میدارم ولی هرگز نمیداند
دروغ است که میگویند دل به دل راه دارد دل من از غصه خون شد دل تو خبر ندارد
|
|+|
نوشته شده توسط شاید یه دیوونه!!! در <-PostDate-> و ساعت <-PostTime-> |
|