| <-PostTitle-> |
|
<-PostContent->
|
|
دروغ است که میگویند دل به دل راه دارد دل من از غصه خون شد دل تو خبر ندارد |
هر کسی عاشق نشد دیوانه نیست هرکه دیوانه نشد پروانه نیست در پی عشق تو دل دیوانه شد شمع گشتی و دلم پروانه شد از لهیب عشق تو افروختم عشق را به سادگی نفروختم ناگهان در بی کسی ها گم شدم رفتی و افسانه ی مردم شدم تابکی چشم انتظاری ؟سوختم بسکه چشمم را به راحت دوختم تا بکی دیدار چشمت در خیال؟ زندگی با آرزوهای محال؟

اون که می مرد واسه چشات کی بود ؟من
اون که می خورد غم چشات کی بود ؟من
عمو پورنگ عاشقانه دوستت دارم
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 19:15 توسط شاید یه دیوونه!!! |
اول سیمین خانومم :
سلام خوبی؟عزیزم نه من نه خیلی از بچه های دیگه که وبلاگ دارن درست نمیدونیم چه جوری اونجا نظر بدیم اما من همیشه روی بگو کلیک میکنم وبعد نظرمو مینویسم وگزینه ی اول رو میزنم دوستت دارم عزیزم بهم بگو چرا دل مهربونت گرفته؟ برات دعا میکنم آهو خانوم : عزیزم سلام دلم برات تنگ شده نه فدات شم دیگه جنگ نیست با مهسا جون دوست شدم مهسا خانوم مهربون : سلام عزیزم من نگفتم خوشبخت نمیشید گفتم ممکنه نشید شایدم بشید گلم منتظرتم ها بی خبرم نذار بیا بگو ببینمد چته در ضمن کلک تو ۳۳ سالت نیست راستی ای دی نداری؟بهم بده اگه داری زیاد منتظرم نذار![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 19:1 توسط شاید یه دیوونه!!! |
به نام خداوند بخشنده و مهربون : سلام بهونه ی قشنگ من برای زندگی اره بازم نمم همون دیوونه ی همیشگی حالتون خوبه ؟ امیدوارم که همیشه زیر سایه ی خداوند روزهای خوشی رو داشته باشید عشق من دلم برای دیدنت تنگ شده خیلی دوستت دارم به خدا ای کاش میفهمیدی چه قدر دوستت دارم اما اگه بفهمی چیکار میکنی ؟ همیشه از فکر اینکه بفهمی چه قدر دوستت دارم و برات مهم نباشه تنم میلرزه آخه شما که انقدر مهربونی چرا به من که میرسی نامهربون میشی ؟ چرا جواب این همه ایمیل و کامنت و نامه امو نمیدی بابا به خدا اگه مجری نبودی بازم دوستت داشتم گلم آخه چرا چرا چرا ‘چرا بهم توجه نمیکنی چرا حتی یک کلمه جوابمو نمیدی ؟ فقط بهم بگو میدونی که دوستت دارم ای خـــدا کاش میمردم کاش این اخرین باری باشه که برات ایمیل میزنم و نظر میدم اگه بمیرم ناراحت میشی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چـــــــــــــــــــی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نمیشی ؟؟؟؟؟؟ ای بی معرفت شما اگه سرتم درد بگیره من مریض میشم اونوقت ......................................... ‘اونوقت شما .... چی میشد اگه اینجا بودی...؟که هر وقت اراده می کردم می دیدمت..؟ که هر وقت غصه داشتم میومدم پیشت وبا دیدنت اروم میشدم ؟کاش تصور وجود خارجی داشتنت اینقدر سخت نبود!!! *** خدایا ! دلیل بودنم فقط تویی!امیدوار بودم چون فکر می کردم تورو دارم! اما حالا که تورو هم ندارم نمی خوام باشم! تمومش کن! خواهش می کنم !!! برام دعــــــــــــــــــــــا کنید
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 18:42 توسط شاید یه دیوونه!!! |
چه دلگیره چه دلگیره غروب بی تو شب کردن از ابر تار چشمونم بازم بارون طلب کردن تواین کلبه ی خاموش یه عاشق در پی نوره به داد من برس گرچه می دونم دستامون دوره دوباره اسم خوبت شد واسم مهمون ناخونده ببین رفتی ولی یادت تواین ویرونه جامونده نشسته کوه خاکستررو اتیش دلتنگی شدی همدست غمهام با قلب خسته می جنگی چه دلگیره غریبانه غریب قصه بودن حریف فتح یک اغوش واسه یک لحظه اسودن چه بی رحمانه می تازه دلم در بند شب مونده ولی جنگ رو نمی بازه ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت 20:58 توسط شاید یه دیوونه!!! |
به نام خدا وند جان و خرد: سلام خانوم عاشق پیشه مهسا خانوم . بی مقدمه میرم سر اصل مطلب شما انگار از دور و برت بی خبری تو ایران خودمون به جرات میتونم بگم بیشتر از 1000 نفر عاشق عمو پورنگ هستن باید بهتون بگم اگه شما واقعا 33 سالتونه خیلی براتون متاسفم که یه همچین طرز فکر بچه گانه ای دارید واسه یه خانوم 33 ساله که 16 سال از من بزرگتره زشت نیست که من بخوام بیام نصیحتش کنم ؟ هی خانومی که ادعا میکنی 33 سالته چه قدر عشقت رو دوس داری؟ به نظرت اگه عمو پورنگ هم همون قدر که تو دوسش داری دوستت داشت با هم ازدواج میکردین و خوشبخت میشدین ؟ نه خانومم حتی اگه تو و عمو لیلی و مجنون هم بودین اون اخر قسمت کسی میشه که خــــــــــــــــــــــــدا بخواد متوجه میشی که؟ اگه با عاشق نبودن من و اون 1000 تای دیگه که عاشق عمو هستن کار شما درست میشه یا علی من دیگه عاشق نیستم . اما یه ذره فکر کن شرایط عمو خاصه و به اراده ی من و شما و حتی خودش هم نیست بالاخره یکی بالا سرمون هست که یه جاهایی برامون تصمیم بگیره نه ؟ خدا هر چی به صلاحه بنده اش باشه براش انجام میده نگران نباش عزیزم بالاخره یکی تو این دنیا هست که میشه مال عمو و البته عمو میشه مال اون از کجا معلوم شاید تو باشی نذار اگه قسمت عمو تویی یه کاری کنی که خدا پشیمون بشه و اونو بده به یه کس بهتر به قول عمو این طوری بهتر نیست؟ میدونم که 33 سالت نیست حدس میزنم دور و بر15 ‘ 16 یا حدا کثر زیر 20 سالته چون هم خیلی عجولی هم خیلی رویایی فکر میکنی البته من این هارو با شناخت اول ازتو برداشت کردم امیدوارم اگه قرار شد رابطه ای بینمون باشه چیزای بهتری از دریافت کنم اما من نمیخوام بی انصاف باشم عکس العمل شما در مورد من و امثال من و عاشقای عمو طبیعیه البته یه کم زیاد هست اما خب طبیعییه که هر کسی عشقش رو فقط واسه خودش بخواد اما نه انقدر که چشمش رو روی واقعیت های دور و برش ببنده منتظرت هستم عزیزم جواب حرفامو بده تا با اسم خودت بزنم تو وبلاگم شاید واسه خیلی ها جالب باشه ببینن چه جواب میدی ببخشید اگه رک و خیلی صریح باهات حرف زدم این عادتمه که با همه همینجوری ام راستی از شما دوستان خوبی که برم نظر دادید کمال تشکر رو دارم (چه رسمی شد ها ااااااااااااا ) مرسی که به من سر میزنید شاعر و فرشته اي با هم دوست شدند.فرشته پري به شاعر داد و شاعر ، شعري به فرشته. شاعر پر فرشته را لاي دفتر شعرش گذاشت و شعرهايش بوي آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت. خدا گفت : ديگر تمام شد.ديگر زندگي براي هر دوتان دشوار مي شود.زيرا شاعري که بوي آسمان را بشنود، زمين برايش کوچک است و فرشته اي که مزه عشق را بچشد، آسمان برايش تنگ دليري ده تا تغيير دهم آنچه را که مي توانم تغيير دهم بينش ده تا تفاوت اين دو را بدانم حرس نخور فدات شم عمو مال تو گلم قبول (بچه گول میزنیم)
+ نوشته شده در سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت 20:39 توسط شاید یه دیوونه!!! |

| یکی را دوست میدارم ولی هرگز نمیداند
دروغ است که میگویند دل به دل راه دارد دل من از غصه خون شد دل تو خبر ندارد
|
|+|
نوشته شده توسط شاید یه دیوونه!!! در <-PostDate-> و ساعت <-PostTime-> |
|