| <-PostTitle-> |
|
<-PostContent->
|
|
دروغ است که میگویند دل به دل راه دارد دل من از غصه خون شد دل تو خبر ندارد |
یک بغل درد که زندگی به من بخشیده این همه جغد که بر بام دلم رقصیده همه بر دیده ی منت ولی ای داد ازین که خدا هم به غم کهنه ی من خندیده روحم از سرمای تنهایی می خزد در ظلمت قلبم دیگرم گرمی نمی بخشی عشق ای خورشید یخ بسته سینه ام صحرای نومیدیست خسته ام از عشق هم خسته...!!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 18:1 توسط شاید یه دیوونه!!! |

چند نوع درد داریم :کمر درد سر درد معده درد دماغ درد و ..... ولی درد وداع وای از هرچی سر درد و دماغ
درد بد تره. مخصوصا اگه دوری کسانی باشه که دوستشون داری هیچ وقت از محل زندگیت دور نشو
هیچوقت ......!!!!!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 17:56 توسط شاید یه دیوونه!!! |
به راستی من چند سالم است؟
۱۶ یا ۱۷
کی روز مرگم فرا خواهد رسید؟
چند سال دیگر؟
شاید همین فردا!!!
من نمی دانم مرگ چیست؟
می دانم خود کشی جرم است
راستی کجاست دسته تیغ پدر بزرگ
هر چه بود جرم بود
مرگ را با ۳ حرف می نویسند
خودکشی را با ۶ حرف
ولی تنها واژه ی زندگی نیست
بودن یا نبودن مثۀله اين است
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 17:54 توسط شاید یه دیوونه!!! |
مژگان ذوالفقاری عزیزم سلام شما میتونید واسم ایمیل بفرستید ایدی دارید؟اگه ندارید برام نظر بزارید
جوابتونو تو وبم میدم![]()
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 17:52 توسط شاید یه دیوونه!!! |
گفتن دوستت دارم به تو چه معنایی دارد؟
( د ) : داشتن تو ، حتی برای لحظه ای ، به تمام عمر بی کسی ام می ارزد . همچون دیوانه ای
که لحظه ای داشتن را در تمام رویاهایش باور می کند .
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 17:15 توسط شاید یه دیوونه!!! |
دیشب دلم هوای تو کرد و تو نبودی ان یادگاری زیبا برگ گل سرخ تصویر اسم زیبای تو بود تو نبودی چشمانم تمنای نگاه تو میکرد در اتش عشقِ تو بود و تو نبودی ان قامت رعنا که سفر کرد دلم تنها در حسرت دیدار تو بود و تو نبودی
چشمانم برای تو بارید و تو نبودی
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 17:11 توسط شاید یه دیوونه!!! |

تقدیم به عشقم عمو پورنگ
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 16:51 توسط شاید یه دیوونه!!! |
به نام خدای بخشنده و مهربون: ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی دوستای خوب و مهربون من یارهای همیشگی عمو پورنگ سلام این پست رو بعد از 8 روز میزنم راستش در جواب دوست خوبم دریا جان اما اون تنها که عاشق نیست پس شما هم باید بخونید اما قبل از شروع حرفام میخواستم بگم دریا جان من چون اصلا توقع یه همچین حرفی رو نداشتم کامنتت روم خیلی تاثیر گذاشت انقدر که دیگه جایی واسه جواب و عکس العمل من نمونه. دوستداران عمو پورنگ میدونم همتون مثل من هم ناراحتید هم خوشحال ناراحت چون عمویه مدت ازمون دوره وخوشحال به خاطر خوشحالی عمو به خاطر رسیدن اون به یکی از آرزوهای پاک و اسمون ا یش دوستای خوب عمو پورنگی میخواستم یه درد دل کوچیک باهاتون بکنم ( به خصوص با دریا جان و گلنار عزیزم) و بقیه ی عاشق های عمو . تعداد ما عمو پورنگی ها تو ایران ممکنه به 1000 نفر هم برسه ما از کجا از دل کسایی که دوسش دارن خبر داریم؟ شاید خیلی ها مثله منه دیوونه هر شب قبل از خواب خدا خدا کنن خوابشو ببینن حتی اگه شده یک لحظه ببیننش انگار خدا دنیا رو دو دستی داده بهشون داده این عاقلانه نیست که بخواییم یه کاری کنیم همدیگر رو از این میدون عاشقی و رقابت به در کنیم بابا به خدا امثال ما زیاده چرا نمیاید مثله عاطفه جان(نجوای دل ) واسه هم دیوونه های خوبی باشیم باور کنید دیوونگی رسم قشنگیه دیوونگی عالمه رویایی و با صفایی داره که گریه اش هم قشنگه به خدا عمو چه 1 عاشق داشته باشه چه 1000 تا مال اونی میشه که خدا بخواد میشه مال اونی که قسمت شه میشه مال هر کی که لیاقتش رو داشته باشه میشه مال یه فرشته مثله خودش فکر میکنید اگه من عاشق نباشم یا 10 تای دیگه هم عاشق نباشن عمو به شما میرسه؟ نه به خدا تو رو خدا یه کم فکر کنید ما عاشق یه آدم معمولی نشیدم عشق ما کسیه که روزی 1000 بار از دهن 1000 نفر جمله ی دوستت دارم رو میشنوه فکر میکنید اگه یه روز از نزدیک ببینیدش و بهش بگید دوستت دارم چی میگه ؟ من فکر کردم میگه ممنونم یا لطف دارید یا متشکرم یا نهایتش میگه منم همین طور اما منم همینطور رو عادی و مثله تویه برنامه هاش میگه انگار یه جور تشکر کرده باشه شبم میره خونه میخوابه و همه چیز یادش میره و فرداش چند تا آدم دیگه مثله ما بهش میگن دوستت دارم و اونم همون جوابا رو میده و شاید یه لحظه هم پیش خودش فکر نکنه که این دوستت دارم با بقیه فرق داشت البته اگرم بدونه چندان اهمیتی براش نداره نه اینکه بی احساسه نه اتفاقا اون خیلی هم احساستی و پاکه اما اگه بخواد اهمیت بده یا تا حالا داده بود الان 1000 بار ازدواج کرده بود یا شاید اصلا بی کار میشد چون همه ی وقتشو باید صرف دوستت دارم هایی که بهش میگن میکرد یا دیگه کسی دوسش نداشت شاید خیلی ها تون با حرفام مخالف باشید اما اگه ممکنه یک دقیقه امید ها و آرزوهای الکی رو کنار بگذارید و به واقعیت های دور و برتون نگاه کنید اون وقت شاید تو دل تون به منه دیوونه حق بدید بیاید حالا که این واقعیت های انکار نشدنی هست مرهم زخم های همدیگه باشیم بیاید همدیگرو دوست بدارم بیاید مثله من و عاطفه دیوونه های خوبی برای همدیگه باشیم و با دل پاکمون عاشقانه واسه اون چیزی که میخوایم دعا کنیم دوستای پاک و مهربونم بیاید و از ته ته دلتون واسه اون ارزوی قشنگتون دعا کنید شاید خدا منتظره صدای پاکتونه با یاد خدا دل های مهربون هممون آروم میشه امید به خدا از نظر من یه نوع عبادته من که برای همه تون دعا میکنم چون دوستتون دارم خدا صدای شما بنده های پاکش رو دوست داره بچه ها خدا رو صدا کنید مطمئن باشید جواب میگیرید مطمئن باشید یکی اون بالا هست که هوای هممونو داره و انقدر مهربونه که دلش نمیاد حاجتمونو نده هر چی میخواید فقط بگید یا خدا ببینید چه جوری درست میشه بچه ها من تجربه کردم این موثر ترین کاریه که میتونید بکنید امید تون فقط به خدا باشه نه بنده هاش الا بذکر الله تطمئن القلوب اگه دلتون مثله منه دیوونه واسه عشقتون تنگ شده فقط دعا کنید و به بزرگی خدا فکر کنید انقدر آروم میشوید که 1 ماه اندازه ی 1 روز میگذره و این از قدرت اون مهربونیه که اگه فراموشش کنی فراموشت نمیکنه چه خوبه که حالا دوست داشتن ما نسبت به داریوش فر ضیایی یک طرفه است دوست داشتن ما نسبت به همدیگه دو طرفه باشه . آرزومند آرزوهای قشنگتان همون دیوونه ی همیشگی
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 18:6 توسط شاید یه دیوونه!!! |

| یکی را دوست میدارم ولی هرگز نمیداند
دروغ است که میگویند دل به دل راه دارد دل من از غصه خون شد دل تو خبر ندارد
|
|+|
نوشته شده توسط شاید یه دیوونه!!! در <-PostDate-> و ساعت <-PostTime-> |
|