| <-PostTitle-> |
|
<-PostContent->
|
|
دروغ است که میگویند دل به دل راه دارد دل من از غصه خون شد دل تو خبر ندارد |
سرسپرده...... اگه تا روز قیامت داشتنت نباشه قسمت چشم به راه تو می مونم با دلی پر از صداقت اگه با اشکهای گرمم دل سنگ برام بسوزه اگه جسم من بپوسه بعد دنیای دو روزه اگه نقش قصه ها شی مه روی قله ها شی بری و از من جدا شی اگه باشی یا نباشی نه فقط عاشقت هستم..... مرحم این قلب خستم این تویی که میپرستم تو بتی من بت پرستم
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 18:23 توسط شاید یه دیوونه!!! |
زین نشستن جان من حسرت زده ، در خود شکست شامها بگذشت و روزان کم کمک از یاد رفت عمر رفت و غصه ماند و اشک در چشمم حلقه بست خاطرم گم شد در انبوه فکرهای پوچ و عبث آسمان بر من غضب کرد و غرورم را بارها در هم شکست گفتم از جور و جفای این زمانه بر خدا عارض شوم گفت خود کردی خطا و عمر را دادی ز دست خواستم از افسون گردون با دعا فارق شوم برق و آتش بر سرم بارید ، دست دعا در زنجیر بست با صدایی پر ز اندوه و ملالت ، بالبانی غمزده از ته دل نفرین نمودم بر روزگار رذل و پست ناگهان تو آمدی و شور و شادی به قلبم بازگشت دل پر از عشق آمد و از بار غم آزاد گشت آمدی و پردهء شب را با برق دو چشمت آتش زدی شیشهء غم را درون قلب من ، سنگ نگاه تو شکست رنگ این دنیا برای من سیاهی بود و فرداها غریب عشق تو رنگ فرداها را سفیدی کرد و بر شبها دل نبست معناي زنده بودنِ من ، با تو بودن است آن لحظه اي که بي تو سر آيد مرا ، مباد
مفهومِ مرگِ من در کنار تو ، مفهوم زندگي ست
معناي عشق نيز در هميشه با تو و براي تو ، زيستن
ای تنها بهانه نفس کشیدن
بمان برای من
تو خود عشقی مرا آغاز کن 
سرزمین آرزوهایت کجاست ؟
آمدم در را برویم باز کن 
با من از باران و از شبنم بگو 
عشق را با قلب من دمساز کن 
عشق تو یک اتفاق ساده نیست

با نگاهت باز هم اعجاز کن 
خلوتم را پر کن از حسی غریب
من خریدار تو ام ، پس ناز کن
با من از ناگفته ها حرفی بزن 
دیگر ای آرام جان لب باز کن
من به یادت این غزل را ساختم 
این سکوت تلخ را آواز کن 
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 18:18 توسط شاید یه دیوونه!!! |
خواهم تو را پنهان کنم در گوشه ای از قلب خویش آیا قبول می کنی ای گوشه دیوانه
را؟ اگرابرهای آسمان باریدنشان را فراموش کنند اگر خورشید درخشان درخشیدنش
رافراموش کند اگر ماه فروزان تابیدنش را فراموش کند اگر پروانه سوختن شمع را
فراموش کند اگر دریا تلاطم امواجش را فراموش کند اگر مادری حق فرزندش را
فراموش کند این را بدان که من هرگز فراموشت نخواهم کرد بگذار بگویم که " دوستت
دارم " وهمیشه خواهم داشت یک روز یک زمان یک مکان با مرگ میعاد خواهم داشت
کاش آن روز آن زمان آن مکان اکنون و اینجا باشد ای کاش ...!!!!!!
+ نوشته شده در شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 18:28 توسط شاید یه دیوونه!!! |
سلام!
ببين خدا جون! اين ایمیلو برات زدم که بهت بگم پاشو يه توک پا بيا اينورا کارت دارم.
بابا يه کم هم با فقير فقرا بپر!
در خانه ما رونق اگر نيست صفا هست خدا جون!
ميدونی اگه الان اينجا بودی چيکار ميکردم؟
اول يه عالمه سرت داد ميزدم بعدشم میپريدم تو بغلت!
آخه اينه رسمش؟!
ميدونم! ميدونم خيلی سعی کردی که من نفهمم! اما من تيزتر از اينام!
خر که نيستم که! فهميدم خودم !
چرا به pm هام جواب نميدی؟! نکنه تو هم ignore کردی منو؟
من ايگنور شده ی روزگارم! توام منو ايگنور کن! هيچ خيالی نيست!
حتما بايد Buzz بهت بدم تا جوابمو بدی؟
بابا کوتاه بيا توروخدا!
جواب پی ام هامو که نميدی، حداقل گاهی اوقات يه offline ناقابل واسم بذار که بفهمم هوامو داری!
از تو ليست بنده هات که delete نکردی منو؟!
نه.....تو بامرام تر از اين حرفايی.....
خدا جونم، اکانت داره تموم میشه.اگه dc شدم شما به high speed بودن خودت ببخش!
ای خدا hard دلم format نما
از فريب ناکسان راحت نما
جمله ويروسند مردمان دون
استغيرالله مما يفترون
فايل عشقت را کپی کن در دلم
deltree کن شاخه های باطلم
jumper روح خلائق set نما
گام هاشان در رهت ثابت نما
گر ز انفاست دلی scan شود
از شرور ديد و دذ ايمن شود
بهر روی زرد سيمين تن فرست
بهر دم های پر آستر fan فرست
ای خدا file عذابت run مکن
با ضعيفان هيچ جز احسان مکن
از همان صبحی که اول گل دميد
بی نياز از cod خدايش آفريد
کارگاه آفرينش cod نداشت
ram نبود و mouse آن همpad نداشت
عشق گل حق در دل بلبل نهاد
بر شقايق داغ چون lable نهاد
system عشقش بری از هرerror
گوهر مهرش در سينه همچو دُر
عشق نرم افزار راه انداز ماست
عشق password و وصال کبرياست
خالی از عشق و محبت دل مباد
بی صفا چون عاصی intel مباد
بهتر آن باشد سرودن ول کنم
زين تن خاکی دَمی dos shell کنم
+ نوشته شده در شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 18:26 توسط شاید یه دیوونه!!! |

| یکی را دوست میدارم ولی هرگز نمیداند
دروغ است که میگویند دل به دل راه دارد دل من از غصه خون شد دل تو خبر ندارد
|
|+|
نوشته شده توسط شاید یه دیوونه!!! در <-PostDate-> و ساعت <-PostTime-> |
|