| <-PostTitle-> |
|
<-PostContent->
|
|
دروغ است که میگویند دل به دل راه دارد دل من از غصه خون شد دل تو خبر ندارد |

+ نوشته شده در سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 23:15 توسط شاید یه دیوونه!!! |

+ نوشته شده در سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 23:14 توسط شاید یه دیوونه!!! |
اگر دختری جونه دوست پسرت نظر بده اگر پسری جونه دوست دخترت نظر بده اگر مثل من آواره هستی بازم نظر بده اگر می خواهی به یکی از ۲مورد بالا ناسزا بگی تو قسمت نظرات بگو من قول می دم به نمایش بزارم
+ نوشته شده در سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 23:13 توسط شاید یه دیوونه!!! |
![]()
+ نوشته شده در سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 23:12 توسط شاید یه دیوونه!!! |
سلام من با این که دخترم اما اینا رو دزدیدم چون میخواستم بگم شما بدترید (اقایون)
۱۴ سالگی: تا پارسال هر کی بهشون می گفت: چطوری؟ می گفتن: خوبم مرسی! حالا ميگن: مرسی خوبم!
۱۵ سالگی: هر کی بهشون بگه سلام ، ميگن: عليک سلام! ... نقاشيشون بهتر ميشه (بتونه کاری و رنگ آميزی و ...!)
۱۶ سالگی: يعنی يه عاشق واقعين! ... فردا صبح هم می خوان خودکشی کنن! ... شوخی هم ندارن!
۱۷ سالگی: نشستن و اشک می ريزن! ... بهشون بی وفايی شده! ... (کوران حوادث!)
۱۸ سالگی: ديگه اصلا عشق بی عشق! ... توی خيابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنن!
۱۹ سالگی: از بی توجهی يه نفر رنج می برن! ... فکر می کنن اون يه آدم به تمام معناست!
۲۰ سالگی: نه ، نه! ... اون منو نمی خواست! ... آخرش منو يه کور و کچلی می گيره! می دونم
۲۱ سالگی: فقط ۲۷-۲۸ سالگی قصد ازدواج دارن! فقط!
۲۲ سالگی: خوش تيپ باشه! پولدار باشه! تحصيلکرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ که چی نباشه!)
۲۳ سالگی: همه ء خواستگارا رو رد می کنن
۲۴ سالگی: زياد مهم نيست که چه ريختيه يا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه! ما رو به اون چيزی که نرسيديم برسونه!
۲۵ سالگی: اااااااه! پس چرا ديگه هيچکی نمياد؟! ... هر کی می خواد باشه ، باشه!
۲۶ سالگی: يه نفر مياد! ... همين خوبه! ... بــــــــــله!
۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش!
۲۸ سالگی: کاش قلم پات می شکست و خواستگاری من نميومدی
+ نوشته شده در سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 23:7 توسط شاید یه دیوونه!!! |
وقتی که نگات با یه نگاه آشنا میشه دیدن و تماشا کردن و بهترین لذت دنیا میدونی وقتی که دستات تو دست گرم یه دوست وقتی که تنها معتمد واسه دلت مهربونی یک آشناست احساساتت رو بهترین مشاور دنیا میدونی وقتی که قراره راز دوست داشتن رو بنویسی بهترین کلمات دنیا رو کمترین معنا میبینی واسه توصیف محبت و دوست داشتن...................
تقدیم به پورنگ مهربون![]()
حلاوت و شیرینی با هم بودن رو تجربه میکنه
دیگه واست تنهایی بدترین رنجه
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 23:46 توسط شاید یه دیوونه!!! |
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 23:39 توسط شاید یه دیوونه!!! |
درون سينه آهی سرد دارم رخی پژمرده زرد دارم ندانم . عاشقم . مستم . چه هستم؟ همی دانم دلی پر درد دارم...
تقدیم به اونی که حتی از نردیکم ندیدمش![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 23:37 توسط شاید یه دیوونه!!! |

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 23:35 توسط شاید یه دیوونه!!! |
![]()
تقدیم به عشقم عموپورنگ![]()
![]()
دل من بد جوری تنگه برات کاش بشم قربون ناز چشات
دل من غمگینو خستس چرا چشمای تو بستس
چرا تو بهونه گیری چرا دستم نمی گیری
دست من به سوت درازه این واسه من یه نیازه
که دستمو بگیری تو آخه من می میرم بی تو
قلبه من قده یه دنیاس تویه قلبم جای گلهاس
گل من فقط تو هستی دلمو هیچوقت نشکستی
قلبه من با تو یه رنگه نمیخواد با تو بجنگه
تویه اون غربت غمگین تو شدی یه عشق رنگین
تو شدی همه ی دنیام همه ی دلبستگی هام
تو شدی سنگه صبورم تو بدون واست می میرم
تو هستی همه ی هستیم واسه چی می گی که نیستی
دلتو دیگه پس نمی دم آسون از دستت نمی دم...
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 23:35 توسط شاید یه دیوونه!!! |
آی عاشقای بی گناه تنهاییم عین آسمون آواره ایم عین نسیم همه باید یاد بگیرم که مثل مجنون بزرگ عاشق هر کسی بشیم آخر بهش نمیرسیم
![]()
تقدیم به همه ی عاشقا![]()
![]()
ما همه زرد و بی کسیم
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 23:27 توسط شاید یه دیوونه!!! |
آی عاشقای بی گناه تنهاییم عین آسمون آواره ایم عین نسیم همه باید یاد بگیرم که مثل مجنون بزرگ عاشق هر کسی بشیم آخر بهش نمیرسیم
![]()
تقدیم به همه ی عاشقا![]()
![]()
ما همه زرد و بی کسیم
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 23:27 توسط شاید یه دیوونه!!! |
بدون شك برگهاي پاييزي، در تداوم بخشيدن به مفهوم درخت و مفهوم بخشيدن به تداوم
درخت، سهم غير قابل انكاري دارن، درست مثل روزهاي بد در مفهوم بخشيدن به زندگي...
وقتي زندگي بدون روزهاي بد نميشه، روزهاي بد هم بدون اشك نميشه.
بد به حال كسي كه نمي تونه گريه كنه...
تو! اراده كن كه گريه كني...
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 15:0 توسط شاید یه دیوونه!!! |
تقدیم به عشقم پورنگ![]()
![]()
از عاشقی متنفرم اما چه کنم که عاشق شده ام پیوند عشق حقیقی من با مرگ هم گسسته نمیشود چه برسد به دوری![]()
![]()
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 9:48 توسط شاید یه دیوونه!!! |
![]()
تقدیم به عشق وزندگیم پورنگ گل![]()
![]()
به اندازه ی تمامی گل های سرخ و نیلوفر به اندازه ی تمامی عاشقان زیبا دوستت دارم تو زلالی مثل اون لحظه که بارون میزنه توهمون خونی هستی که همیشه دررگ های منه تو مثله شوق رها کردن یه بادکنکی یه زمانی دوستت داشتم ولی حالا از صمیم قلب دوست دارم چون دوست داشتنی هستی و با تمام ذرات وجود دوستت دارم چون دوست داشتنی و خواستنی هستی و این را هم بدان تنها اغوش گرم تو کانون زندگی مرا میسازد تقدیم به تو که همیشه برایم یک گل رز خوشبو بودی راز صبوری را از نگاه پر عطش تو فهمیدم و صفای عشق را در دل بی کینه ات جستجو کردم و معنی تمام خوبی ها را در چهره ی نورانیت دیدم
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 9:41 توسط شاید یه دیوونه!!! |

+ نوشته شده در شنبه سوم تیر 1385ساعت 23:49 توسط شاید یه دیوونه!!! |
![]()
در فکر کسی هستم که خبر ندارد حیف از این همه صحبت که اثر ندارد![]()
![]()
+ نوشته شده در شنبه سوم تیر 1385ساعت 23:47 توسط شاید یه دیوونه!!! |
+ نوشته شده در شنبه سوم تیر 1385ساعت 23:43 توسط شاید یه دیوونه!!! |
عمو پورنگ دووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووستت دارم
+ نوشته شده در شنبه سوم تیر 1385ساعت 23:39 توسط شاید یه دیوونه!!! |
![]()
![]()
تنها ارزوی من اینه که پورنگ گل تو این وب لاگ نظر بده![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در شنبه سوم تیر 1385ساعت 23:37 توسط شاید یه دیوونه!!! |
![]()
پورنگ جونم اگه تو واسه ی دنیا یه نفری واسه ی من یه دنیایی ![]()
![]()
به خدا از ته دل می گم
+ نوشته شده در شنبه سوم تیر 1385ساعت 23:35 توسط شاید یه دیوونه!!! |

+ نوشته شده در شنبه سوم تیر 1385ساعت 23:30 توسط شاید یه دیوونه!!! |
به نام افریننده اشک!...
مرا صد بار گر از خود برانی دوستت دارم به زندان خیانت هم کشانی دوستت دارم به جرم عشق تو صد زخم کاری بر جگر دارم جگر سهل است گر خونم فشانی دوستت دارم به یاد انکه اشک را افرید تا سرزمین عشق اتش نگیرد!...
+ نوشته شده در شنبه سوم تیر 1385ساعت 23:20 توسط شاید یه دیوونه!!! |

+ نوشته شده در شنبه سوم تیر 1385ساعت 23:13 توسط شاید یه دیوونه!!! |
تقدیم به عشقم ![]()
یکی را دوست میدارم ولی هرگز نمیداند![]()
![]()
+ نوشته شده در شنبه سوم تیر 1385ساعت 22:55 توسط شاید یه دیوونه!!! |
کجایی محبت؟
ستاره ای خاموشم ، مهتابی بی نورم ، عاشقم ولی یک عاشق تنهایم...
منم همان چشمه گل آلود ، غنچه خشکیده ، بهار برگ ریزان ، با دلی خسته و پریشان....
منم همان ساحل نا آرام ، بی قرار ، چشم انتظار ، انتظار موجی عاشق
که به سوی من بیاید و یک ذره از خاک وجودم را با خود در دل دریا ببرد ....
من همان مرد تنهایم که در کوچه پس کوچه های زندگی
فریاد میزنم که خدایا من تشنه محبتم!
کجاست محبت ؟ همانطور که کویر ، آرزوی قطره بارانی را دارد ،
من نیز ماننده کویر آرزوی یک ذره محبت را دارم....
دلم از بی محبتی سوخته و شکسته است ، نیاز به یک ذره محبت دارد ،
اما کجاست همان یک ذره محبت ؟
ترانه ای بی صدایم ، شعری بی قافیه ، پرنده ای پر بسته ، همانی که در قفس نشسته!
خاموشم و سرد ، مثل پاییزم و پر از درد ....
آری من همان مرد تنهایم که در خیال خودم به عشق بودن
یاری به نام تنهایی در کنارم برای خالی شدن و شکسته شدن بغض
در گلویم فریاد میزنم کجایی محبت؟ کجایی که من آرزویت را دارم!
+ نوشته شده در شنبه سوم تیر 1385ساعت 22:47 توسط شاید یه دیوونه!!! |
براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير براي عشق وصال كن ولي فرار نكن براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن براي عشق بمير ولي كسي رو نكش
برای عشق تمنا كن ولي خار نشو ![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 12:47 توسط شاید یه دیوونه!!! |
با سلام به دوستان خوبم و عمو پورنگ گل
این نوشته ها حرفهای دل من با عمو پورنگ امید وارم هم شما و هم عمو پورنگ خوشتو ن بیاد
و خواهش می کنم نظر هم یادتو نره ![]()

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 12:39 توسط شاید یه دیوونه!!! |

| یکی را دوست میدارم ولی هرگز نمیداند
دروغ است که میگویند دل به دل راه دارد دل من از غصه خون شد دل تو خبر ندارد
|
|+|
نوشته شده توسط شاید یه دیوونه!!! در <-PostDate-> و ساعت <-PostTime-> |
|